DaisypathWedding Ticker

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 26 آذر 1386
۷
نوشته شده توسط مهسا در ساعت 15:29

سلام حسینم.

شدیدا" امیدوارم خوب باشی.

عزیز دلم راستش رو بخوای تصمیم گرفتم دیگه بذارم زندگیتو بکنی.دیگه مزاحمت نمیشم.الآنم خیلی ناراحتم و عذاب وجدان دارم که 2 ماه پیش اونقدر اصرار کردم و راضیت کردم.کاش میذاشتم با خیال راحت زندگیتو بکنی.ببخشید.واقعا" ببخشید.درسته که خودم خیلی ناراحت بودم و دوست داشتم دوباره با هم باشیم اما نباید از تو میخواستم دوباره شروع کنیم.دوستت داشتم و میدونستم که دوستم داری.دلم برات تنگ شده بود.

حالا این که گذشت.نمیشه برگشت عقب و جبران کرد.تنها کاری که میتونم بکنم اینه که دیگه اذیتت نکنم.راحتت بذارم.

درسته که اگه احوالم رو بپرسی یا اگه بیای سراغم ذوق میکنم یا بهتر بگم با دمم گردو میشکنم.کاش یه روزی به آرزوم برسونی منو.کاش...کاش...کاش...

دوستت دارم.

هنوز دوستم داری؟

خیالت راحت باشه که دیگه با وجودم عذابت نمیدم عزیز دلم.

دلمو اما همیشه واسه ی تو نگه میدارم.عاشق نگهش میدارم شاید بیای.

البته خوب منم یکی دو سه سال دیگه حتما" ازت خبر میگیرم ببینم کجایی؟در چه حالی؟به کجا رسیدی؟

همیشه دعای من پشت سرت هست.انشالا هر جا هستی موفق باشی.با هر کی هستی خوش و خوشبخت باشید.به هر چی میخوای برسی.به هر کی میخوای برسی حتی اگه من نباشم.

اون روز داشتم فکر میکردم یه وبلاگ درست کنم حرفامو واسه ی تو بنویسم بیای بخونی.اما اینجوری بازم عذاب دادنته.

خیلی زود از دستم راحت شدی...خیلی زود.

دوستت دارم حسینم...حسینم؟...یعنی میشه حسین من بمونی؟

یادمه تابستون که یه هفته با هم بودیم و میگفتی هیچ چیزو تضمین نمیکنم یه روز ازت پرسیدم بغلت رو واسه ی من نگه میداری؟خیلی محکم گفتی حتما".

همین اواخر هم یه روز که یه جوری گفتی ماله خودمی گفتم همیشه واسه ی خودت نگهم دار.بازم محکم گفتی نگه میدارم.من که امانتت رو واست نگه میدارم.مهسا کوچولوتو واست نگه میدارم.اگه بیای دنبالش که خیلی خوشحال میشه.اگه نیای هم انشالا خوشبخت بشی هر جا که باشی.

دوستت دارم...بهترین و عزیزترین دوستم بودی توی تمام عمرم.

به خاطر همه چیز حلالم کن.

خدانگهدارت باشه آقای خودم...