DaisypathWedding Ticker

فیلم مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 20 دی 1386
۳۱
نوشته شده توسط مهسا در ساعت 17:51

 

یادته همه ی خاطره های شیرین و تلخمون؟

یادته یه شب عصبانی بودی از دستم ولی خیلی آروم باهام صحبت میکردی؟میگفتی مهسا با تمام وجود میخوام سرت داد بزنم.ولی یه جوری برخورد میکنی که آدم نمیتونه.یادته؟

یادته اون شب بهت زنگ زدم.برای اولین بار بود داشتم گریه میکردم و حرف میزدم.فهمیدی که کدوم شب رو میگم؟شب قبل از جداییمون بود فکر کنم.همون شب بود بابا اومده بود.قبلش اس ام اس زده بودم بهت که دارم از دستت میدم و اینا.وقتی زنگ زدم یادته گفتی چی شده؟گفتم الآن نمیتونم بگم.گفتی پس لطفا" اعصاب منو به هم نریز.اگه میخوای بگو.اگه نه هم منو به هم نریز.اون شب انقدر گریه کردم که از بینیم خون اومد.خونش بند نمیومد.بعد اون هر وقت یه ذره بغض میکردم از بینیم به همون شدت خون میومد.یه آمپول زدم آخرش که درست شد؟