۳۰

 

یادته؟همه ی اون چیزایی که الآن من یادمه توام یادته؟همه ی اون چیزایی که دائم تو ذهن من میچرخه تو ذهن تو هم میچرخه؟

یادته میپرسیدی تا حالا کسی از سوالای تو خودکشی کرده؟

یادته چقدر همو دوس داشتیم؟

یادته میگفتی تو انقدر خوبی که تا به حال دعوای آنچنانی نداشتیم؟

یادته واسه هم جون میدادیم؟

یادته مهر که بعد 7 ماه تلفنی صحبت میکردیم چه جوری حرف میزدیم؟

یادته میگفتی خیلی عوض شدی؟صدات عوض شده؟لهجه ت کم شده؟زبون در آوردی؟

فک نکنم فهمیده باشی  وقتی صحبت سیمکارت عوض کردن بود و گفتم واسه اینکه دوستام شماره ی اینو داشتن عوض نکردم.فهمیدی خودت پرسیدی یعنی به خاطر من.فهمیدی اون موقع گریه کردم؟تو خیابون.اما نذاشتم بفهمی.شایدم فهمیدی به روی خودت نیاوردی

یادته اون روز که گفتم کلی گریه دارم.دارم گریه میکنم.زنگ زدی صحبت کردیم.از اول تا آخرش خندیدم باهات.با اینکه با تمام وجودم دوست داشتم برات گریه کنم.میخواستم ناراحتت نکنم گریه نکردم.یادته؟

یادته میگفتی میترسم انتقام بگیری ازم؟تو انتقام چی رو از من گرفتی؟

یادته حرفایی که بهم میگفتی؟

یادته قرار بود این روزا رو پیش هم باشیم؟چه نقشه ها که کشیده بودیم

یادته میگفتی کاش میشد زمان را کنترل کرد؟بزنیم رو دور تند زود به دی برسه.اونجا آروم بگذره.دوباره بزنیم تند بگذره تا عید.باز آروم بشه.دوباره تند بگذره تا وقتی که دوباره بیام تهران پیشت؟یادته؟

اگه یادته چه جوری طاقت داری؟چرا من اینقد تو فشارم؟